محمد تقي المجلسي ( الأول )
789
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
نكنند و نيست قوتى در همه أمور خصوصا در شركت مگر بعون حق سبحانه و تعالى ( و امّا حقّ مالك فان لا تأخذه الَّا من حلَّه و لا تنفقه الَّا في وجهه و لا تؤثر على نفسك من لا يحمدك فاعمل فيه بطاعة ربّك و لا تبخل به فتبوء بالحسرة و النّدامة مع التّبعة و لا قوّة الَّا بالله ) ( 1 ) اما حق مالت آنست كه بر ندارى و نگيرى مگر از حلال و صرف نكنى مگر در وجوهى كه رخصت دادهاند به آن كه صرف معصيت نكنى و اسراف نكنى اگر چه در طاعت باشد ، و مال خود را به كسى ندهى كه قدر آن را نداند مانند مسرفين يا متموّلين با احتياج خودت پس مىبايد كه مالت را صرف كنى در جائى كه فرمودهاند مثل نفقه خود و عيال و خويشان ، و اگر زياد آيد به همسايگان و فقرا و اگر زياد آيد صرف اخوان مؤمنين كردن چنان كه گذشت و خواهد آمد و بخل مكن در حقوق واجبه يا مندوبه كه عاقبتش حسرت و پشيمانى است با عذاب الهى و بي عون الهى ممكن نيست ( و امّا حقّ غريمك الَّذى يطالبك فان كنت موسرا أعطيته و ان كنت معسرا ارضيته بحسن القول ورددته عن نفسك ردّا لطيفا ) ( 2 ) و اما حق كسى كه از تو چيزى طلب دارد آنست كه اگر داشته باشى همه را بدهى و الَّا هر چه داشته باشى و اگر پريشان باشى از كل يا بعض به سخن خوش و نيكو أو را خوشنود كنى و به هموارى أو را روانه سازى كه إن شاء الله به زودى خواهم داد و معذور خواهيد داشت ، و بعضي از چيزهاى ضروري هست : اگر رخصت مىدهيد بفروشم و بدهم و اگر صبر كنيد حق سبحانه و تعالى خواهد رسانيد ، و بسيار بوده است كه اضعاف مضاعف اين قروض داشتم و حق سبحانه و تعالى رسانيد و دادم و عن قريب اين را نيز خواهد